وقت آنست که بباری ، باران ، ببار !
"آسمان ابری
بغض در حنجره ام
لیک این ابر نمیبارد و رحمت مرده
زین پلیدیهامان
یا که بنشسته و دستم در دست
یا که انگار کمین باید کرد
تا سحر خود به خود از راه فرا آید باز
...
باشدم قطره ی اشکی بر چشم
تا ببارد ز آسمان هم شاید
قطره ای بارانی ... " ( شاعر : علی رهایی )
هوا ٬ هوای بی بارانی ست .
حال زمین خوب نیست . دل زمین برای اشک های آسمان تنگ شده ٬ تا غبار دل خود را در اشکهای آسمان بشوید .
وقت آن رسیده که برای باران دعا کنیم .
شنیده بودم که در قدیم الایام ، مردمان بختیاری ، با اجرای مراسماتی ، برای بارش باران دعا میکردند .
از جمله این مراسم ها ، هلهله کوسه و داباران است .
جزئیات بیشتر در مورد این مراسم ها در ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ ساعت 8 توسط سعیده
|