آرگو ، افسانه اى كه بازنده شد !
چند تن از دانشجويان آن روزها كه سفارت آمريكا را گرفتند هنوز در بند هستند...
به خاطر هر چه هست جالب مى نمايد ، افرادى كه آن سال ها مورد تشويق قرار مى گرفتند و تاييد مى شدند اكنون رد مى شوند و دربند !
و اما در غياب بازيگران اصلى اين جريان ، آتش افروزى برخى دو به هم زن ها سخت ناگوار مى آيد...
اشخاصى كه از دوستى و آشتى چيزى نمى دانند و كوشش بر آن دارند تا با پر كردن جيب خود و خوش جلوه نشان دادن برخى رخداد هاى زشت و زننده خود را از عيب برى دارند و با قهرمان سازى هاى دروغين احساسات پاک ملت ها را برانگيزند.
فيلم تخيلى آرگو چندى است كه همزمان با اختلافات ديپلماتيک بين دو كشور ايران و كانادا روى پرده ى سينماهاى آمريكا و جهان رفت.
فيلم را در جمع نسل سوم ايران ديديم، نسلى كه از آن سال ها ى انقلاب چيزى نديده است و تنها شنيده هايى را برايش بيان كرده اند.
كارگردان در جاى جاى فيلم سعى در سياه نمايى و ترسناک جلوه دادن چهره ى تهران 1358 خورشيدى را دارد و مردمى خشمگين كه تمام كار و زندگى شان شعار دادن و در خيابان پرسه زدن و اعدام ديدن شده است!
مردمى كه هر فرد خارجى را با نفرت مى نگرند و براى آن ها مرگ مى خواهند و نابودى ! گويا اين پدر كشتگى قرن هاست كه در چهره ى اين مردم وجود داشته و آن را دوست دارند !
افسانه ى پوچى كه با وجود منتقدين زياد در ايران ، آمريكا و كانادا به صورت فله اى در حال دريافت بهترين جايزه ها از جشنواره هاى فيلم مى باشد كه اين جايزه ها به شوخى اى مى ماند كه مستقيما به شعور و درک تاريخى مردم دو كشور ايران و آمريكا دهن كجى مى نمايد.
و اما آن سوى اين خيال و افسانه دروغ پردازان و سياه نمايان رسانه اى آمريكا مردى از ايران به آمريكا رفته و در آنجا دانش پزشكى را فراگرفته و به ميهنش باز مى گردد و دخترى از آمريكا را به همسرى بر مى گزيند.
عروسى كه با همسر فداكار و ميهن دوستش در خاورميانه و ايران به كمک مردم مى شتابند و به آن ها يارى مى رسانند ، داستانى شور انگيز از دو معشوقه ى ايرانى و آمريكايى...
و مردمى قدردان و سپاسگزار كه به پاس كوشش هاى فراوان زوج خوشبخت ايرانى آمريكايى يعنى دكتر ابوالقاسم بختيار و هلن جفريز بختيار كوه و جنگلى را در سرزمين بختيارى بنام اين بانوى مهربان ( هلن ) مى كنند تا در حافظه ى تاريخى دو ملت ايران و آمريكا همچون نگينى بدرخشد و نزديكى و خويشاوندى اين مردمان را بيش از پيش نشان دهد.

هلن جفريز بختيار و دکتر ابوالقاسم بختيار
اميد است روزى فيلم سازان و نويسندگان ايرانى و آمريكايى فيلم هايى بر پايه ى واقعيات و از اين دست داستان هاى زيبا بسازند و سبب دوستى و شادمانى هر چه بيشتر ملت هايشان را فراهم سازند.
به اميد آن روزها