در سوگ دوازده تن از مادران و کودکان بختیاری که در حادثه گدار شهپیر سد کارون 3 ایذه و در نهم مرداد ماه 1392 خورشیدی بدون هیچ گناهی کشته شدند.

زردکوه! ای مادر زاینده رود و کارون، و ای مغرورترین نقطه ی این روزهایمان...دلم می خواست با دست هایم جلوی خروشانی ات را می گرفتم تا نفس های مادران و کودکان گدار شهپیر را به شماره نیندازی و گرفتارشان نسازی...

راستی آن روزها که جان فریده، دلبر، صفورا، سامان، شیدا، عرفان، نازملک، زهرا، شهلا، زری، دریا و گل بس را می گرفتی " آناهیتا " کجا بود؟ نمی دانم خبر داری یا نه؟! ولی ما هنوز به پیمان قدیمی که با هم بستیم احترام می گذاریم و مادران و دختران پاک سرشت را برای آوردن آب به چشمه ها و جویبارانت روانه می کنیم.

گرچه نامردمانی به بهانه های واهی پیشرفت و سازندگی دلت را خون ساختند...ولی گناه ما چه بود؟ شاید گناه ما این بود که سادگی و پاکی را از تو به ارث بردیم! و به دنبال سهم خواهی بیشتر از حق مان از تو نبودیم... شاید همه ی این ها تلنگری بر ما باشد تا بیش از این اجازه ی ستم بر پیکر نیمه جان دخترانت کارون و زاینده رود را ندهیم.

بیایید امسال همزمان با ساعت 17 (ساعت 5 بعد از ظهر) روز نهم مرداد ماه 1393 خورشیدی همه با هم هر جای دنیا که هستیم به یاد کشته شدگان حادثه ی گدار شهپیر گل هایی را به آب بسپاریم و اندکی به آنچه که بر روزگارمان می گذرد بیندیشیم.