سال هاست که بزرگان و دلسوزان ایل بختیاری نسبت به پدیده ای نوظهور به نام گاگریو خوانی مردان در مراسم سوگواری و همچنین خوانندگان مجالس شادی هشدارهایی می دهند.

اما شوربختانه مردم جامعه ی بختیاری که بر بستری هیجانی و رقابتی به تعاملات خود با دنیای بیرون ادامه می دهند نتوانسته اند اهمیت این هشدارها و خطراتی که آن ها را تهدید می کند، درک نمایند و پس از حدود چهار دهه از شروع این رسوم غلط به نتایج اسفباری رسیدیم که همگی شاهد آن هستیم.

باید توجه داشته باشیم در نحوه ی برخورد با این پدیده نباید یک شخص یا جریان را مورد نقد قرار دهیم و خودمان را تبرئه کنیم، این پدیده ی مخرب نتیجه ی تعامل دو سویه ی جامعه ی بختیاری با گاگریو خوانان و خونده گرهاست که کار را به اینجا رسانده و همچنین ترک رسوم قدیم که همچنان کاربردی و سودمند اند و از آن ها غافل شده ایم.

حال که پس از سال ها ایل بختیاری به این نقطه رسید که نباید برخی مسائل غیر ضروری را در مناسبات اجتماعی خود لحاظ کند پیشنهاداتی دارم که در ادامه به آن ها خواهم پرداخت.

نخست این که ایل بختیاری و سایر لرتباران برای جلوگیری از هر گونه تنش و دلخوری های خانوادگی، طایفه ای و ایلی از آوردن گاگریوخوانان در مراسم های سوگواری و همچنین خونده گرها در مراسم شادی خودداری نمایند.

و مراسم را طبق رسوم قدیم با آوردن ساز چپی و مویه های زنان ایل، بدون بلندگو و هر گونه آلودگی صوتی و در نهایت سادگی برگزار نماییم، همچنین از هزینه های گزاف برای صرف غذا و سنگ مزار به طور جدی خودداری کنیم، باور بفرمایید برگزاری مراسم با شکوه، ریخت و پاش و تجملات روی بزرگی در گذشتگان و یا جایگاه اجتماعی خودمان هیچ تاثیری نخواهد گذاشت!

به شخصه در اکثر مراسم هایی که شرکت می کنم به خاطر محتوای نامتناسب ابیات گاگریو خوانان و خونده گرها با خانواده و شخصیت فرد درگذشته و همچنین صدای گوش خراش بلندگوهایشان بسیار ناراحت می شوم و مطمئنم که آلودگی صوتی ایجاد شده توسط این بلندگوها هم به سایر شهروندان که ارتباطی با مراسم ندارند و هم به محیط زیست آسیب های جبران ناپذیری وارد می کند، به ویژه صدای بلند و ناهنجار در ایجاد شوک روحی به بازماندگان و کودکان فرد فوت شده اثر عمیقی خواهد گذاشت و در شأن ایل بختیاری نیست که با ادامه ی این روند باعث ایجاد دلخوری و ضرر به سایر افراد جامعه و محیط زیست شوند.

نباید اجازه دهیم قشری که هیچ گونه دستاوردی برای جامعه و فرهنگ و هنر آن ندارند در مراسم هایمان تریبون داشته باشند و ارقام نجومی طلب کنند، به راستی خدمتی که امثال استاد بهمن علاءالدین، علی حافظی، قزلباش بختیاری، غلامشاه قنبری و سایر هنرمندان به جامعه ی بختیاری داشتند ارزشمندتر است یا آثار نازل این خوانندگان محلی؟!

در پایان تذکر می دهم ادامه ی پیگیری این موضوع حساس باید در بستری عقلانی و با آرامش در حضور بزرگان و صاحب نظران ایل بختیاری صورت پذیرد، به طوری که تصمیمات شان مورد قبول اکثریت جامعه ی بختیاری باشد.