بريم سراغ اصل مطلب : فتح قندهار به دست بختياري ها

نادر  به سمت هند رفت تا براي ما ايراني ها  كوه نورو درياي نورا سوغات بياره اما همين طوري به آسوني به هند نرسيد قبل از هند بايد از قندهار عبور ميكرد. يكي از قويترين پادشاهاي تاريخ تو قدم اولش واقعا گير كرد به طوريكه مجبور شد چندين ماه پشت دروازه هاي قندهار بمونه .

نادر شاه به لشكرش گفت يا ما از گرسنگي ميميريم يا افغانا ، آخه قندهار اونطور كه شنيدم هفتا دروازه داشته و فتحش خيلي سخت بوده.پس اردو زده شد حتي ميگن يه شهر ساخته شد كه الانم هست به اسم نادر آباد به هر حال ديگه كم كم روحيه لشكر ما داشت ضعيف  مي شد و دوري از وطن داشت به سربازا فشار مي آورد .تو اين اوضاع بچه هاي خودمون (سرداراي بختياري سپاه نادر) يه تصميم گرفتن تصميم گرفتن با نقشه خودشون و حتي بدون كمك سربازاي ديگر مناطق كشورمون شهرا فتح كنن البته سربازاي بختياري تو سپاهم بودن كه تعدادشون هم كم نبود به هر حال طي يه مراسم هم قسم شدن كه تا آخرين نفس كنار هم بجنگن يا پيروز بشن يا همه جونشونا فداي ايران كنن.

( تو اين مراسم كه اسمش تو ذهنم نيست اونايي كه ميخوان هم قسم بشن يه سگو ميكشتن تا كسي كه قسمشونا زيرپا بذاره از سگه كثيف تر باشه  ) به هر حال تو يه موقع مناسب حمله رو شروع ميكنن وشهرو با افتخار فتح ميكنن ، نادركه خواب بود از ترس اينكه افغان ها  حمله كردن سرا سيمه از خواب بيدار ميشه و  لشكرا آماده باش جنگ ميكنه بعد با تعجب ميبينه كه دروازه هاي شهر باز ميشن و سرداراي بختياري براي تبريك به سمتش ميان ، خيلي تو اون لحظه احساس حقارت ميكنه چون بدون مشورت با اون اين حمله صورت گرفته بود ،سريع دستور ميده تمام فاتح هارو اعدام كنن اينجا بود كه يكي از مشاوراش به دادمون رسيد و يه جوري از دل نادر در آورد (ميگن اون مشاور با سرودن اين بيتا جون اون سردارا رو نجات داد ،

 امروز بخت شاه ياري كرد                بختياري فتح قندهاري كرد ، يا ،

تو مپندار بختیاری کرد                    حق مدد كردو بخت ياري كرد ،

يا سردر وبلاگمون ،

 گر ايران زمين بختياري نداشت          گمانم كه از بخت ياري نداشت )

نادر از كشتنشون منصرف شد اما با زرنگي زيادي حكومته اونجارو به بختياري ها دادو به همين واسطه خيلي از ما رو به اونجا تبعيد كرد.

و اما دوره دوم پادشاهي نادر كه قسمت سياهي بود از نظر من با تبعيد ما شروع شد تو اين دوره نادر خيلي از نيروي خودشا صرف غلبه بر شورشهاي داخلي به خصوص بختياري ها كرد و كمتر موفق شد كشورگشايي كنه خيلي از بختياري ها رو به نقاط دور دست تبعيد كرد از جمله قندهار، تربت جام خراسان ،گناباد و تو استانها يي مثله سمنان – يزد – كرمان – زنجان – قم – تهران – فارس و ….تعداد زيادي از بختياري ها به اجبار ساكن شدند .

نادر يكي از پادشاهايي كه براي من با بقيه كاملا متفاوته اون كاملا دو دوره مختلف تو زمان پادشاهيش داشت. دوره اولش اگه نبود من نميدونم كه قاجارا كجا رو ميخواستن ببخشتن تا بتونن براي لذت هاي كثيف خودشون برن به اروپا  .تو اين دوره به نظر من يه چيزايي براي هميشه ثابت شد و جالب اينه كه به همه پادشاهاي نسل بعد هم رسيد و اونم اين قانون نا نوشته بود كه از بختياري ها فاصله بگير، اصلا نزار به قدرت برسن،كمترين امكاناتو بهشون بده و ... تو زمان قدرت انگليسي هاي بي شعورو تمدن يه چيز جديدنم وارد شد از پاكي اونا استفاده كنيد عليه خودشون در موردمون جكها مختلفي ساختنو... دقت كرديد كه تو بيش از 70 درصد از جوكها از ما اسم ميبرن اما اين منا ناراحت نميكنه اين منا ناراحت ميكنه كه مثلا از چيزايي از ما جك ميسازن كه ارزش هاي بشرين مثل سادگي مثل صداقت و خيلي چيزاي ديگه  كه ما بايد بهشون افتخار كنيم .

به هر حال من اين مطلبا نوشتم تا به هممون يه باره ديگه بگم كه ما ميتونيم همون فاتحان قندهار باشيم يا فاتحان اصفهان يا فاتحان تهران يا ... فاتحان ايران بازم يا ... فاتحان دنيا فقط به يه شرط كوچولو اينكه خودمونا باور داشته باشيم