این روزها چه زود می گذرند وقتی صدای نفس های آفتاب را نادیده می گیریم

و شب برایمان تنها حقیقت تاریکی است که تکرار می شود.

 کاش آستاره صوو بیوو وا دیاری ،  تا تاریکینه بشکنه.

کاش  کوگ نازنین  بنگ قهقهاتس منه تمام  مال اپیچی ،  تا دی تهنایی لیش نبی .

کاش ...

کاش که همه به هم لبخند می زدند!

کاش آدم ها حتی اگر بدند خودشان بودند٬ از بازیگر بودن خسته می شوم گاه گاهی فکر می کنم دارم

هر لحظه به ابلیس نزدیکتر می شوم که نه گاه خود ابلیس در من فریاد می زند

و کاش  از هیچ دو چهرگی یی سراغ نبود که ادبیات ایمانت را با دروغ عجین کند!

آری درد این است که ندانی بلند شی  فریاد بکشی یا عاقلانه سکوت کنی .

اینهمه درد را بر کدام خاک روانه کنم تا لاله ها یک به یک در سکوتم لبخند بزنند؟!

لعنت به این سیاست کثیف که هر چه می نویسیم جرمه.

خیابان ها پرند از سیاه پوشانی که انگار سالیانی ست که فریادی را به عزا نشسته اند .

ما بختیاری هستیم و قوم بختیاری پیشینه ای درخشان دارد و به شهادت تاریخ از غرور آفرین و

توانمندترین ایلات و عشایر کشور محسوب می شویم که روحیه سلحشوری غیرت ، در نهادمان

دارد و بارها این روحیه را در تاریخ پرفراز و نشیب ایران به نمایش گذاشتیم ولی هیچ وقت

نتوانستیم از قدرت شگرف خود بهره ای ببریم.

نمی گذارم اینجایی بودنم را زیر سوال ببرند؟ چگونه؟

 ما همین بودیم، سال های بسیاری همین بوده ایم

چون خودمان خواسته ایم که این باشیم و یا شاید به مان تحمیل کردن که این باشیم

رنگ های لباسهای کوچ نشینان شاید حکایت از تمام معنی زندگی ایرانی دارد

ما نه سیاه پوش بوده ایم و نه رنگ های درد های دیگران را بر وجودمان مهمان می کردیم

حنا و روناس و گلبرگ های دشت های همین خاک رنگ های پیرهن مردمان اینجا بود

... این روزها آنقدر عجیب و غریبند که گاه

سیاه می شود رنگ توحید و دیگر رنگ ها، رنگ کفر

ای کُنار سبز بر بار و بُنه من برگ مریز زیرا من غریبی هستم که زمانی گذرا به پناه سایه ات آمده ام

 

 

این ها شعار نیستند ،

اینها شِکوه از روزگار است . انتظار ندارم که همه چیز درست شود ولی کاش...

 

منابع :

 

 

1-      ( هبوط در کویر از دکتر علی شریعتی)

2-     (تجدد ، تمدن ، حیات از دکتر علی شریعتی)

3-    (تاریخ سازان ایل بختیاری)