من "نوبرزگرم"
برای حفظ بختیاری ، شناخت و نگهداری فرهنگ ، آیین ، نشانه ها ، زبان ، لباس و ... ضروریست از طرفی پیدا کردن راه های ساده اما ماندگار برای این کار بسیار مهم است همانطور که استاد بهمن علائدین(مسعود بختیاری) به خوبی این را فهمید و از هنرش بهترین استفاده را برای جاودان کردن قومش نمود و خود هم جاودانه شد.
بختیاری امروز نیاز زیادی به این ابداعات دارد افراد زیادی در تلاش اند با هنر خود یار بختیاری باشند یکی از آن ها "حسین حسن زاده ی رهدار" است. مجموعه شعر "می نویسیم اندیکا" یک مجموعه شعر نو، پر از واژه های بختیاریست که در دل اشعار خیلی زیبا، بسیاری از رسوم و آیین و عادات بختیاری آمده است که در کل خواننده را در فضای بسیار دل انگیزی قرار می دهد.
--------------جالب تراین که شاعر از علاقه ی جوانان به شعر نو استفاده کرده و در دل آن بختیاری را نشان داده .
به جا دیدم یکی از "دندال" های زیبای آنرا برایتان بگذارم. بهتر دیدم برای راحتی خوانندگان فایل صوتی این "دندال" را هم قرار بدهم(البته با صدای خودم)
در این دندال شاعر استادانه حال و هوای برزگری را برایمان وصف می کند وهم زمان با کنایه هایی هم انتقاد میکند وهم راه نشان می دهد(هرگز داست را نفروش). حال و هوایی که من نوجوان کوچ ندیده آن را در آهنگ مسعود شنیدم و در این شعر خواندم و همینها باعث شد باور کنم که من هم نوبرزگری از این مالم!
شماهم کتاب را حتما بخوانید.
-----------------------------------------------------------
صدای نوبرزگر را از ایــــنجـــا دانلود کنید.(حجم ۳۲۳کیلوبایت)
-----------------------------------------------------------
"نوبرزگر"
شتابان بوی "چلچلورد" چلچلورد: گیاهی خوشبو
از لبه سوهان خورده ی داسم
بیت "تیاری" را برزگرانه سر میدهد تیار: ناب
ای "نو برزگرترین" بی "دهدار" دهدار: سرگروه برزگران
"یارکی" که بی تو زهرنوش خوشی ها بود
در نسیمی
که از فراز کوهستانهای شمالی می آمد
بی آنکه بدانی
چه نرم و آرام از سلامگاه نفست گذشت
کدامین بیت
بار نکوهشت را به دوش خواهد کشید
و کدامین آواز برزگری از رنج واژگان
جان سالم بدر می برد
با داست از در سخن درآی
که همرهان تو دیریست دست از کار کشیده اند
هیچ کس تو را" کر بی دا" صدا نکرد کر بی دا: دلاور مردی که هیچ چیز نانع دلاوریش نشود(حتی دلواپسی مادر)
ای "بی دا" ترین "کر"
مادر به فدایت
گفتند "پنج یک سهم" برزگرانه ات را پنج یک سهم:دستمزد یک برزگر یک پنجم محصول چیده شده بوده
به ارباب دلت حلال کردی
هرگز داست را نفروش
"آخون" کن گرمای گرمسیران را آخون:هوله هنگام خرمن کوبی
تا نسوزد استخوانی را
که روزگاری
"گرده" کوهستان را به خاک مالیده بود
"تیام"
هنوز رقص خوشه های "شه داس" شه داس: گندم خوشه سیاه
زرد دانه طلایی این ولایت را
می توان در ساز واژگانت دید
و بوی نان گندم نو را
که در طواف "مات" عشقت مات: قسمتی از گندمزار که برزگران قصد چیدنش را دارند
به دستور آیین بخت
مکروه دانستی
بگیر "ماتی" را
فراتر از سیاه بهر جغرافیای سرزمینت
که کسی برای برزگران "کوشکی" نیافراشت کوشک: آرامگاه
"پرپینی" تو را از گزند مار و "گادینی" مصون نداشت پرپین کردن: دعا برای دوری بلا گادین: عقرب
"مافه گه ای" به پی نریخت مافه گه: بنای یادبود گذشتگان
در درون هیچ "پیری" اثری از گورت ندیدم پیر: زیارتگاه
هرجا که سراغی از تو میگرفتم
انگشت اشاره ای بود که "هیجار" میزد:
آرامگاه برزگران
در پشت هر زیارتگاهی ست
در کنار "بردلون ترین" "تیتم ره" بردلون: سنگلاخ تیتم ره: راه ملرو و حیوان رو
که "بشکرته" نه درویده ی بن بست می رسید
در کنارت نشستم
برسنگی که پوشیده از گلسنگهای گرمسیری است
که "سرو" خوان این خاکستان شده اند سرو:گاگریو
قافله با باری از گندم نو
در غبار جاده از من عبور میکند
مادری به دخترش میگوید:
گویا این قافله ازآن پدر تو باشد
یانه از آن تنها "گئو"
تنها "بهون" بی کسی هایت بهون: سیاه چادر
برخیز
برخیز از ترکه های کنار
چاله ای بیافروزیم
بگذار دخترکم
سینه داغ "تاوه ات"
بار دیگر بلال نان "توچری" را توچری: نان بختیاری
به گوش همسایه ها بر ساند
و در خنکای "وراسنیدن" پیاله ای وراسنیدن: نوشیدن پیوسته
از جنس دوغ صبحگاهان
به پیشواز این گمان برویم
گاهی پدرت
"گاشا" برادرت گاشا: گاهی شاید
---------------------------------------------------
منابع: "مینویسم اندیکا" حسین حسن زاده رهدار
باتشکر از: عمو محمد و پدربزرگم حاج راجعلی به خاطر راهنمایی هایشان