ضمن تبریک سال نو و آرزوی سالی خوب و پربرکت برای شما( ) طبق قولی که داده بودم هرچند با تاخیر قسمت سوم از نوشتار "بررسی اعتقادات بختیاری" را با هم مرور خواهیم کرد.  

شما می توانید قسمت اول نوشتار را از اینــــجـــــا و قسمت دوم نوشتار را از اینــجــــا مشاهده کنید.

-----------------------------------------------------------
در آخرین نوشتار مروری تا پایان حکومت ایلامیان داشتیم و تا آنجا گفتیم که بانیپال پادشاه آشور بر ایلامیان چیره شد و دست به ویرانی های فراوان زد. پس از فروپاشی تمدان ایلامیان مدتها طول کشید تا حکومتی مرکزی و فراگیر در فلات ایران بوجود آید.
در این دوران علیرغم مهاجرت بسیاری از اقوام فلات ایران به دلیل ویرانی های آشوریان ، مردمان ساکن در زاگرس مرکزی با توجه به موقعیت جغرافیایی و صعب العبور بودن اکثر مناطق آن خسارات کمتری دیده و نیز با وجود چراگاههای مناسب و آب کافی و استقلالی که بواسطه سبک زندگیشان از تمدنهای همجوار داشتند توانستند به زندگی خود در همین مناطق ادامه دهند.
در اواخر دوره ایلامیان نخستین گروههای مردمان آریایی(که اکثرا" نژاد آنها را هندی-اروپایی میدانند) وارد فلات ایران شدند. اولین انها "کاسی ها" بودند که امروزه "تپه سیلک" از آنها باقی مانده است.
دو گروه دیگر "لولوبیان" و "گوتیان" بودند که در مناطق شمالی زاگرس(همدان تا آذربایجان امروزی) ساکن شدند.
اما در حدود 5000 سال قبل از میلاد مهاجرت اصلی آریاییان شروع شد و سه گروه اصلی از آریاییان به فلات ایران وارد شدند. "مادها" در مناطق شمالی زاگرس(همدان تا آذربایجان امروزی) ساکن شدند و "لولوبیان" و "گوتیان" نیز با آنها ادغام شدند. "پارس ها" در مناطق زاگرس مرکزی ساکن شدند و در نهایت "پارت ها" در مناطق خراسان امروزی سکنی گزیدند.

سعی داشتم در این نوشتار مطلب را جمع بندی کنم اما درحین مطالعه تاریخ این دوران نکات بسیار زیاد و ارزنده ای یافتم که حیفم آمد آنها را سربسته رها کنم. از طرفی اکثر عادات و اعتقادات شکل گرفته بختیاری را ریشه یافته دراین دوران طلایی یافتم پس بجا دیدم مروری دقیق تر بر دوران "آریایی ها" داشته باشم.

"مادها" و نخستین شاهنشاهی آریایی ایران:همانطور که گفتیم "مادها" در قسمت زاگرس شمالی ساکن شدند(همدان تا آذربایجان کنونی) درست در مجاورت کشور نیرومند آشور!. همانطور که قابل حدس است پس از مدت کوتاهی لشگرکشی ها و تجاوز آشوریها به سرزمین مادها شروع شد و همین تجاوزات و ترس از حمله گسترده آشوریان به سرزمین"مادها" باعث شد قبایل ماد تصمیم به اتحاد بگیرند و سرانجام "دیاکو" را به رهبری خودشان انتخاب کردند. با تشکیل دولت محلی "ماد" آنها کم کم توانستند اقوام دیگر همسایه خود را شکست داده و حکومت خود را گسترش دهند. از طرفی "آشوری ها" سرگرم مقابله به دولتهایی جدیدی در همسایگی غربی خود بودند(همان بابل) و این خود باعث گسترش روزافزون قلمرو "مادها" شد.
در زمان"هوخشتره" معروفترین و نیرومندترین شاه ماد بود که مادها تونستند ابتدا فبایل ری و اصفهان و سپس خراسان و گرگان را مطیع خود کند. جالب است بدانید آنها تا این زمان با اینکه قدرت زیادی کسب کرده بودند هنوز موفق به تصرف مناطق زاگرس مرکزی (محل سکونت بازماندگان ایلامیان و نیز سکونت پارسها) نشده بودند و این مهم در اواخر دوران "هوخشتره" اتفاق افتاد و با اینکه "مادها" موفق به مطیع کردن قبایل پارس شدند هرگز نتوانستند آنچنان که بر دیگر مناطق حکمفرما بودند بر این منطقه نیز حکمرانی کنند و این منطقه تقریبا" خودمختار بود و فقط خراج به حکومت مرکزی می پرداخت. این نکته از آنرو برای ما اهمیت دارد که می توان فهمید فرهنگ و اعتقادات "مادها" تاثیر زیادی بر فرهنگ این مردمان نداشته است و مردم در این دوران در تاثیر فرهنگ"ایلامیان آمیخته شده با فرهنگ پارسی ها" بوده اند.
اما بهرحال باید بدانیم که "مادها" نخستین پادشاهی نیرومند را تشکیل دادند و نیز توانستند "آشوریان" را با اتحاد با "بابل" شکست بدهند و "اولین شاهنشاهی بزرگ آسیا" را تشکیل دهند.
از طرفی حکومت"مادها" نخستین حکومت بر پایه "وحدت ملی" بوده.
در مورد اغتقادات مادها هم مطلب زیادی در دست نیست اما در کل آنها "میتراپرست" بوده و به دو نیروی بدی و خوبی معتقد بودند. اما به مرور زمان "مغ ها" یا همان روحانیون مادها این اعتقدات را با خرافه و سحر و جادو درآمیختند و همینها باعث شد "زرتشت" بر آنها خرده گرفت و خواست دین را پاک گرداند پس آئینی نو را به مردم عرضه کرد اما با مقاومت "مغ ها" ناچار به مهاجرت شد اما سرانجام این "زرتشت" و آئینش بود که توانست جای خود را بازکرده و آئینی فراگیر در فلات ایران شود.

سرانجام حکومت"مادها" با شکست آخرین پادشاه ماد"ایشتوویگو" از "کوروش بزرگ" جای خود را به حکومت "هخامنشیان" داد.

اما در این بین نیاکان بختیاری ساکن در جوار زاگرس مرکزی چه احوالی داشته اند؟در نوشتار قبل تا انتهای دوران ایلامیان را بررسی کردیم و اعتقادات نیکان بختیاری ساکن در جوار زاگرس مرکزی را مرور کردیم.
اما در مورد این دوران(فروپاشی ایلامیان - تشکیل ماد- فروپاشی ماد) مهم است که بدانیم بعد از فروپاشی ایلام ، مردمان ساکن در جوار زاگرس مرکزی با همان اعتقادات زمان تمدن ایلامیان زندگی میکردند.از طرفی "پارسها" در ابتدای ورود به فلات ایران به شمال زاگرس رفتند اما کم کم به سمت جنوبی تر آن آمده و ساکن مناطق زاگرس مرکزی و کوههای بختیاری شدند و کم کم با مردمان بازمانده از ایلامیان و ساکنین اصلی این منطقه متحد و آمیخته شدند و یک حکومت محلی تشکیل دادند و این تداخل بالطبع بر روی تمام جنبه های هر دو گروه از جمله باورها و اعتقادات آنها تاثیر داشته است شرح بیشتر آن را می توانید در نوشتار آینده مطالعه کنید.
در همین زمان بود که زرتشت شروع به اصلاح دین چندخدایی آریایی ها و ساکنین فلات ایران و ترویج آیینی با اعتقاد به خدای واحد کرد که می توان براحتی تاثیر این آئین را در سرتاسر زندگی ساکنان زاگرس مرکزی و بختیاری ها یافت.

در نوشتار بعدی که نوشتار مهم و جالبی خواهد بود به بررسی حکومت "پارسها و ساکنان سرزمینهای مرکزی زاگری" بر فلات ایران و تشکیل "بزرگ ترین پادشاهی جهان" و نیز بررسی تاثیر آین دوره و همچنین تاثیر آیین زرتشت بر اعتقادات بختیاری خواهیم پرداخت.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منتظر نظرات راهگشای شما خواهم بود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منابع مورد استفاده را در انتهای نوشتار پایانی ذکر خواهم کرد.