بیش از یک قرن پیش در چنین روزهایی چندین تن از سواران و سرداران بختیاری به رهبری سردار آزادی مشروطیت آ علیقلی خان سردار اسعد وارد پایتخت شدند و با به دست گرفتن نبض حکومت آرامش را به این سرزمین زخم خورده از خودی و غریبه ها بازگرداندند.

حال گذشته از این مسئله که پدرانمان از این واقعه ی پیروزمندانه و قابل تقدیر به چه میزان برای بالا بردن قدرت و شکوه سرزمین بختیاری و بازگشت دوباره ی اقتدار و سربلندی به فرزندان پاک سرشت و میهن پرست این دیار تلاش نمودند صرف نظر می کنیم.


اما آنچه که ذهن نگارنده را به خود مشغول نموده این موضوع است که آیا اکنون فرزندان همان دلاورمردان و از جان گذشتگان انقلاب مشروطه حق فرزندی را در قبال جان فشانی ها و رشادت های آنان به جا آورده اند یا که نه؟!

کمی به گذشته باز می گردیم.قیام سردار رشید و جوان بختیاری شیرعلی مردان خان که پس از کارشکنی ها و سرانجام عدم حمایت ها،توسط حکومت مرکزی به شکست منتهی شد.پس از آن نیز قیام آ ابوالقاسم خان بختیاری است که باز هم به سرنوشتی مشابه خیزش سردار جوان بختیاری(شیرعلی مردان خان) دچار گشت.

سالها پس از این دو واقعه که ترس عجیبی بر پیکره ی شوم و سست عنصر پهلوی گذاشت می بینیم که تیمور بختیار که خود روزی برای پایداری پهلوی ها تلاش می نمود به فکر انتقامی خونین افتاد که بسیار دیر شده بود و عقوبت دردناکی بر او حاصل گشت.چنانچه که پس از کودتای ۲۸ مرداد او خود وزیر پاک سرشت حکومت دکتر مصدق یعنی فاطمی را به سرنوشتی دردناک دچار کرد.

مرگ بسیار بد ماحصل وفاداری تیمور بختیار به پهلوی شد که آخر در بغداد توسط فردی خائن به دنیای جاویدان رهسپار گشت.و اما فرزند دیگر بختیاری که او هم برای بازگرداندن اقتدار و سرافرازی گذشته تلاش کرد کسی نبود جز دکتر شاپور بختیار،درست در حساس ترین لحظات سرنوشت این سرزمین بلاخیز وارد میدان شد و هدف و آرمانش چیزی جز بازگرداندن آزادی و ایمان و شادکامی برای مردمان نبود که او هم به دلایلی که در حوصله ی متن نیست با ناکامی مواجه گشت و این آرزوی دیرین و پاسداشت مردانگی های اجدادمان را باز هم در صندوقچه ی تاریخ به جا نهاد.

جنگ تحمیلی به پایان رسید و بعد از آن شخصیت های بختیاری هر یک به تناسب خویش برای تجلیل از اقدام انقلابی مشروطه خواهان تلاش نمودند.که حاصل آن جز چند همایش و مقاله و نوشتارهای کوتاه در دنیای مجازی نبود که فکر می کنم شایسته و در خور نبوده و نخواهد بود.

چندی پیش درست در بحبوحه ی شروع انتخابات ۱۳۸۸ریاست جمهوری خبرهایی از این دست شنیدیم که برای پاسداشت قیام سرداران و سواران بختیاری می خواهند از تندیس سردار مشروطه ی ایران یعنی آ علیقلی خان بختیاری در چند شهر بختیاری نشین پرده برداری نمایند و یا خیابانهای شهرهایی را به نام آن دلاورمردان و جانبازان جان بر کف نامگذاری نمایند که جالب است این اقدامات هم چون چندین اقدام گذشته ای که در متن بیان شد دچار نوعی اخلال و بی سرانجامی گشت.

و یا در موردی جالب به وبلاگی برخوردم که چندین تن از جوانان بختیاری قصد برپایی همایش گرامیداشت یکصدمین سال ورود پدرانمان به تهران را داشتند که در لیست فعالیت های آنان اقداماتی در خور و شایسته بود ولی عیبی بزرگ داشت،که این عزیزان بدون آن که حتی نام و نشانی از خود گذاشته و یا صحبتی از مکان برگزاری و زمان اجرای برنامه هایشان داشته باشند باز هم تقدیری بجا و شکوهمند را در حق شهیدان و رشیدان بختیاری مشروطه دریغ نمودند.

اکنون چیزی که هست امیدواری و باز هم پناه بردن به درگاه پروردگار جهانیان است که روزی فرزندان غیور و شرافتمند بختیاری بتوانند آنچنان که در شان و جایگاه پدرانشان است برای سرزمین پدری خویش کار بکنند و عنان تصمیم گیری و حکومت داری ایران زمین را آنچنان که کوروش پدر فرزانه ی ما و بعد از آن سرداران مشروطه در دست داشتند به دست گیرند و ایران،این مهد ملت های آزاده و ظلم ستیز را باز هم به اوج اقتدار و سربلندی برسانند.


پی نوشت:با تلاش های پیگیرانه ی اعضای مندیر فیلم ورود شکوهمندانه ی بختیاری ها به پایتخت به زودی بر روی این وبلاگ قابل مشاهده می باشد.