فرهنگی رو به فراموشی
این اصل وجود دارد که هر گروه اجتماعی واقعیت خاص به خود را می سازد و دارای مفاهیم مورد قبول خود می باشند ، بنابرین فرهنگهای هر جامعه تفاوتهایی با هم دارد . به عنوان مثال فرهنگ عشایر با فرهنگ روستانشینی و همچنین شهرنشینی تفاوتهای بسزایی دارد. با این اصل نباید یک فرقه را بی فرهنگ دانست و فرقه ای دیگر را با فرهنگ. فرهنگ ریشه در رفتار و سنت دارد. فرهنگ ناشی از عوامل زیست شناختی ، محیط زیستی ، روان شناختی و تاریخ وجود بشر است
فرهنگ در قوم بختیاری
وقت آن رسیده است که برای تکمیل شناخت هر چه بیشتر خود از این فرهنگ همراه آنها گام به گام در مسیر کوچ شان قدم بگذاریم با این نیت که شاید سرانجام بتوانیم به اهمیّت این جنبه از زندگی آنها که سراسر سروده ها و بافته ها و حکایت ها و دلبستگی های آنها ردّی ازفرهنگ ایلاتی پیدا کنیم. می توان فرهنگ بختیاری را در کوچ به راحتی دید. رفتارهایی مانند مهمان نوازی ، همکاری های متقابل برای برپایی کوچ ، دادن روحیه به همدیگر، کمک به ناتوانان و ...
کوچ . به دلیل کمبود علف برای احشام و شرایط نامساعد آب و هوا کوچ آغاز می شود به مکانی بهتر.این یک سنت است در هنگام کوچ هرکس وظایف خود را انجام می دهد و اگر کسی نیاز به کمک داشت به یاری او می شتابندو این نشان از فرهنگ دیرینه بختیاری هاست.
متاسفانه با گذشت زمان و مهاجرت عشایر به شهرها، باعث نابود شدن تدریجی کوچ که نشان از فرهنگ بختیاریست شدند البته نباید یکطرفه قضاوت کرد. زیرا مشکلات و سختی های جامعه بر روی عشایر هم تاثیر بسزایی داشته است و آنها را مجبور به مهاجرت به شهرها کرده است. از آنجایی که فرهنگ شهرنشینی تفاوت زیادی با فرهنگ عشایر دارد .،در اول مشکلاتی برای مهاجرین می سازد . این بدان معنا نیست که فرهنگ شهر نشینی بهتر از فرهنگ عشایر است بلکه بدان معناست که برای هم رنگ شدن با جامعه باید به فرهنگ شهرنشینی رو آورد. با ابراز تاسف برای کسانی که فکر می کنند فرهنگ فقط حاصل رفتارهای ظاهری اشخاص است باید بگویم که هر فرقه فرهنگ مخصوص به خود را دارد و این نیست که بی فرهنگ باشند ولی با جمع شدن آنها در کنار هم فقط باید از یک فرهنگ تقلید کنند "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو"
و متاسفم برای کسانی که ادعای فرهنگ می کنند ولی خود بویی از آن نبرده اند.امروز زبان به توهين و تحقير گشوده اند و گويي سرفكندگي امروز اگر باشد،با ماست!!.
آغار خواستن تحقير،از خودمان بود كه خواستيم برایشان آزادی بیاوریم. فتح شهر ظلم !و حتی كودكان اين تبار كهن از گذشته نمي پرسند و شايد نمي دانند كه بايد چه پرسيدآری خزان رسید. ما از آن اول بوده ایم ولی تا کجا باید رفت نمی دانم؟! ننگ بی فرهنگی را به ما زدند که به راحتی در فیلم سالهای مشروطه آن را اکران کردند.
و تاریخ می دانست ولی تاریخ نوسان خود را به ندانستن زدند. سند افتخار یا سر شكستگي ما؟!اينهاست سهم ما از جفاي روزگار،وقتي كه ديگر" بخت، يار"مان نيست.
یاری رسانان:/
۱-فرهنگ بختیاری در گذر زمان از دکتر کاوه بهداروند - متاسفانه هنوز به چاپ نرسیده
۲-همکاریه برادرم هادی خاکی
و نمی دونم
این مطلب ادامه دارد ...