فرهنگی رو به فراموشی (قسمت 2)
فرهنگی رو به فراموشی
سرزمین ما دارای یکی از ژرف ترین و پربهاترین فرهنگهاست . هر گوشه این فرهنگ ، دنیاییست پر شکوه و درخشان که یکی از این گوشه ها کوچ ها ،برزیگری ها و نظامهای اخلاقی و گوهرهای گرانبهایی است که به صورت آرمان و کیش و آیین ، شعر و چکامه و قصه و حماسه دلیرمندان بختیاری است ، وجود دارد و بسی دریغ با داشتن این گوهرها که هر یکی به تابناکی و دل انگیزی ظله ای (ستاره تابناک) است خزف و خرمهره می آویزیم.
ولی دیری نخواهد پائید که گذشته فرهنگی خویش را فراموش کنیم و ناخواسته به دامان فرهنگهای دیگر سقوط کنیم و دچار مسخ فرهنگی شویم . حکم درختی را پیدا خواهیم کرد که از درون موریانه آنرا جویده و جز تنه ای میان تهی ، پوچ و شکننده چیزی از آن بر جای نخواهد ماند.
آری هر ملت و قومی که دیرینه ی فرهنگی خویش را به فراموشی سپارد ناخواسته اسیر فرهنگهای دیگر می گردد که شاید حتی از نظر اصول اعتقادی نیز فراخور حال آن نباشد درست است که به فرهنگ هر قوم و ملتی که نظر می افکنیم آنرا مشحون از نقایص و کاستی ها می بینیم.
اما آیا باید دقت از فرهنگ خود شسته و خود را در دریای فرهنگهای دیگر شناور ساخت؟
نه دی خونه کسی از کوگ تاراز نه ایگو وا شمال باد شو راز
نه دی دل کن کن مال واباسون نه دی زال ایزنه جاوارگهاسون
فرهنگی رو به فراموشی:
و دیری نخواهد پایید که فرهنگ وهویت مان را به دست فراموشی بسپاریم.
هنوز هم می توان آوای لطیف آهی گلهای دختران لچک ریالی مینا به سر را از زبان چشمه ساران شنید.
هنوز هم می توان طنین واگرد نوای حزین گاه گریو گیسو بریده زنان سوگوار و کوبش دهل و نواخت ساز را در نابهنگام غروب آستاره ای از زبان مافگه شنید.
هنوز هم می توان آوای غمگینانه در فراق سوخته بریزگرانی که نوا در نوای کبکان زیار و دیار زمزه سر داد رااز زبان سنگ چین خرمنگاه شنید.
هنوز هم حماسه دلیرمردان بختیاری جاریست و می توان صدای چکاچک شمشیرها و خروش سواران و فریاد تفنگها و شیهه اسبها را از زبان زردکوه شنید.
پس راه حل چیست؟
به نظر من می توان با همت افراد آگاه این قوم، فرهنگ را از نقایص و کاستی ها پیراست و با نیکی ها و زیبایی ها آراست. به عنوان مثال استاد مسعود بختیاری با سرودها و نغمه های زیبایش فرهنگ بختیاری را با مهارت خاص به نسل دیگر منتقل داد . حالا قرار نیست که فقط خوانندگی فرهنگ را بسازد، بلکه می توان با نوشتن کتب ، مجله ، سایتهای اینترنتی و حتی با گفت و گوهای دوستانه فرهنگ را کامل و بدون نقص به دیگر نسلها منتقل داد.
بیو که با وایک یه عهدی بوندیم حالا که مونو تو چی خین یکیم
نوا بنشینیم مو که اویریستوم حالا که مونو تو ستین یکیم
"یکی از راههای زنده نگه داشتن فرهنگمان انتقال کامل آن به نسل دیگر است"
امیدوارم حالا که فرزندانمان را به فارسی زبان بار می آوریم زبان و هویت بختیاری را گوشه ای از یادگیری آنها قرار دهیم
یاری رسانان :
1. دکتر حسین وحیدی ، پژوهشگر منش ملی و قومی پارسایی
2. بیژن حسینی نویسنده خوش ذوق بختیاری
و با تشکر از هادی خاکی و حسین حسنی که کمک زیادی در این زمینه به من کردند.
و در آخر سعی دارم که در مطالب بعدی فرهنگهایی از بختیاری که به کل فراموش نشده برایتان بازگو کنم.
منتظر نظرها وانتقادهای شما هستم.