خاطرات کوچ


ازغم‌ انگیزترین لحظه کوچ عشایر بختیاری تا زندگی شهری

کوچ، واژه ای که هزاران سال زندگی سنتی اقوام  بختیاری دامنه های زاگرس را به تصویر می کشد. "مال کنون "مهم ترین موضوع زندگی و معیشت عشایر است و در عین حال یادآور شاخص ترین اثر موسیقایی ایل بختیاری است...

مالکنون به شهر ، برای نان یا غربت؟!

پس از فروختن چند راس چهار پا و چند وسیله که در شهر به کارش نمی رفت دست زن و بچه اش را گرفت و به شهر آمد.

اینجا فرزندانش می توانستند درس بخوانند و پیشرفت کنند، ولی می دانست که دیگر از چشمه سارها و نسیم خنک صبحگاه که صورتش را نوازش می کرد خبری نیست، و باید با آهن و ماشین دست و پنجه نرم کند.

بقیه ی مطلب را در ادامه بخوانید...

ادامه نوشته

پژمان بختیاری

اگر ایران به جز ویران ‌سرا نیست

     

من این ویران‌سرا را دوست دارم.

اگر تاریخ ِ ما افسانه ‌رنگ است

     

من این افسانه‌ها را دوست دارم.

نوای ِ نای ِ ما گر جان‌ گداز است

     

من این نای و نوا را دوست دارم.

اگر آب و هوایش دلنشین نیست

     

من این آب و هوا را دوست دارم.

به شوق ِ خار ِ صحراهای ِ خشکش

     

من این فرسوده‌ پا را دوست دارم.

من این دلکش زمین را خواهم از جان

     

من این روشن ‌سما را دوست دارم.

اگر بر من ز ایرانی رود زور

     

من این زورآزما را دوست دارم.

اگر آلوده  ‌دامانید،  اگر پاک

     

من ای مردم، شما را دوست دارم.

 

اميدوارم اين مطلب نسبت به مطلب قبل هم بهتر شده باشه هم بدون غلط املايي و هم از نظر محتوایی مفید

ادامه نوشته

معرفي كتاب (1)

" كرون تشمال (پسران تشمال) "
خلاصه کتاب :

روزگاری تُشمالی بود که وقتی می‌خواست بمیرد از دار دنیا هیچ چیز برای پسرانش باقی نگذاشت، جز یک سرنا، یک دهل و یک آسیاب دستی. هرکدام از این‌ها هم به یکی از پسران او رسید. هر کدام از پسران سهم خود را برداشتند و به دنبال سرنوشت پر ماجرای خود رفتند.
این ماجرا را همراه تصاویر ساده و زیبا در این کتاب بخوانید.
«مجموعه مرز پرگهر» تلاشی است برای بازگویی داستان‌های مناطق گوناگون ایران، هم به زبان فارسی و هم به گویش ویژه هر منطقه، با تصاویری متناسب با طبیعت و فرهنگ آن منطقه. دست اندرکاران این مجموعه امیدوارند، به رغم کمبود منابع مکتوب و معتبر درباره صحت گویش‌های ایرانی و دیگر کاستی‌ها، کوشش آنان موجب آشنایی هرچه بیشتر مردم با فرهنگ مناطق گوناگون این سرزمین می‌گردد.

براي سفارش كتاب مذكور حداكثر تا تاريخ 22/10/88  با نويسنده مطلب تماس حاصل نماييد
ادامه نوشته

از بختیاری تا بختیاری

دهدرینه دیدمه نون گندم پوهد        دستو پا کر جاهلی زیر توس سهد

دهدرینه دیدمه جل پل کرد              گودمس بشکن بیا دل بی دل کرد

...

ادامه نوشته

علف : نبرد يک ملت براى زندگى

                           Grass: A Nation's Battle for Life

 

 

ادامه نوشته

فاتحان

سلام

از هميشه خدا كه تو كتاباي تاريخم دنباله يه اسم كوچيك از خودمون(قوم بختیاری) بودم نا اميد بودم . تو يكدمشون نديدم از ما از مايي كه خيلي براي وطنمون تلاش كرديم اسمي باشه بعد از فهميدن داستان فتح قندهار يكم كه فكر كردم ديدم دليل داشته همه چيز دليل داشته از اون موقع به بعد دنبال اسم بختياريا تو تاريخ نرفتم .

این مقدمه پس از بررسی های این جانب اصلاح شد . در ضمن از تمام دوستانی که در مورد این مطلب انتقادات به جایی داشتند تشکر میکنم .

ادامه نوشته

مرگ در ایل

صدای شیون زنان از دور دست به گوش میرسد.

صدایی دردناک که عمق وجودیت انسان را بدرد می آورد.  صدای جیغ  گریه وگریه...

در بین این همه صدا آوایی دلچسب که با صدای گروهی از شیر زنان  ایل خوانده می شود به گوش میرسد0 شعری نو که سالیان سال  سروده وخوانده میشود0

گاگریو:

آری شعری مملو از درد وغم که از روح داغ دیده وخسته زنان بختیاری سروده میشود0

گاگریو یعنی خواندن شعر با اشک چشم و خون جگر شعری که جزء ازقلب شکسته از هیچ کجای دیگر سر چشمه نمی گیرد.

منبع:دست نوشته قسمت اول

ادامه ی مطلب در مورد گاگریو

ادامه نوشته

 

از بخت یاری ماست/ که آن چه را می خواهیم / یا به دست نمی آید/ یا از دست می رود....

ما آدم بودیم

خدا برایمان سنگ تمام نگذاشت

یه آهنگ از بنان گذاشتم گوش کنید

  لینک مستقیم این آهنگ:
http://www.sargord.com/mp3files/karevan.mp3"

چند ضرب المثل بختیاری

برزگر که وامهنه، داس کل و تيز اکنه.

"برزگر که خسته مي شود، داس را کند و تيز مي کند". (داس را مقصر مي داند)  در مورد بهانه جويي و دليل تراشي بي مورد بکار ميرود.

 

ار کوگ نکنه قهقه بيجا، کي دونه کوگ کيه کرده جا؟

"اگر کبک قهقه بيجا نکند، چه کسي ميداند که کجا جاي گرفته است"؟   در مورد افرادي به کار ميرود که با طرح مسائلشان باعث افشاي راز و رمز خود مي شوند و به اصطلاح عسس مرا بگير راه مي اندازند.

ار ليشم، گوشت ميشم.

"اگر زشت هستم، گوشت ميش هستم".  يعني ماهيتم خوب است، هر چند که ظاهرم بد باشد. اصل هم ماهيت هر چيز است.

برديم به آسماري، دست زدينم ني ورداري. 

 (آسماري نام کوهي است به ارتفاع تقريبي 2000 متر در جنوب شرقي مسجد سليمان.)

"مرا بردي (تا کوه) آسماري، دست از دنبال کردنم برنميداري".  در مورد کينه توزي برخي از افراد بکار ميرود، که بيش از حد انتقامجويي مي کنند.

بيد اي تهله، سايه س شرينه.

"بيد اگر (خودش) تلخ است، سايه اش شيرين است".  اين ضرب المثل بيانگر آن است که بايد در مقام قضاوت به خصوصيات نيک و بد هر دو توجه داشت. 

                                                                                دپارتمان ادبی مندیر