برزگر که وامهنه، داس کل و تيز اکنه.
"برزگر که خسته مي شود، داس را کند و تيز مي کند". (داس را مقصر مي داند) در مورد بهانه جويي و دليل تراشي بي مورد بکار ميرود.
ار کوگ نکنه قهقه بيجا، کي دونه کوگ کيه کرده جا؟
"اگر کبک قهقه بيجا نکند، چه کسي ميداند که کجا جاي گرفته است"؟ در مورد افرادي به کار ميرود که با طرح مسائلشان باعث افشاي راز و رمز خود مي شوند و به اصطلاح عسس مرا بگير راه مي اندازند.
ار ليشم، گوشت ميشم.
"اگر زشت هستم، گوشت ميش هستم". يعني ماهيتم خوب است، هر چند که ظاهرم بد باشد. اصل هم ماهيت هر چيز است.
برديم به آسماري، دست زدينم ني ورداري.
(آسماري نام کوهي است به ارتفاع تقريبي 2000 متر در جنوب شرقي مسجد سليمان.)
"مرا بردي (تا کوه) آسماري، دست از دنبال کردنم برنميداري". در مورد کينه توزي برخي از افراد بکار ميرود، که بيش از حد انتقامجويي مي کنند.
بيد اي تهله، سايه س شرينه.
"بيد اگر (خودش) تلخ است، سايه اش شيرين است". اين ضرب المثل بيانگر آن است که بايد در مقام قضاوت به خصوصيات نيک و بد هر دو توجه داشت.
دپارتمان ادبی مندیر