پیشنهاد گرامی داشت روز ملی "زردکوه بختیاری"

زردکوه! افراشته ترین کوهستان بختیاری و یکی از ده قله ی مرتفع ایران، بخش بزرگی از هویت بختیاری هاست و محل زایش رودخانه های خروشانِ کارون، دز و زاینده رود است که همچنان استوار و پایدار مانده، گرچه تنش زخمی از ناملایمتی های روزگار و سیاست های اشتباه امروزی هاست!

امیدواریم روزی را به پاس وجود و بخشندگی این رشته کوه بزرگ در سرزمین بختیاری جشن بگیریم و بتوانیم به کودکان و آیندگان ایران زمین راه پاسداری و نگهبانی از این زیبای سخاوتمند را بیاموزیم و در این مسیر کوششی جاودانه داشته باشیم.

ادامه نوشته

تقابل گاگریو خوانان و خونده گرها با جامعه ی بختیاری!

سال هاست که بزرگان و دلسوزان ایل بختیاری نسبت به پدیده ای نوظهور به نام گاگریو خوانی مردان در مراسم سوگواری و همچنین خوانندگان مجالس شادی هشدارهایی می دهند.

اما شوربختانه مردم جامعه ی بختیاری که بر بستری هیجانی و رقابتی به تعاملات خود با دنیای بیرون ادامه می دهند نتوانسته اند اهمیت این هشدارها و خطراتی که آن ها را تهدید می کند، درک نمایند و پس از حدود چهار دهه از شروع این رسوم غلط به نتایج اسفباری رسیدیم که همگی شاهد آن هستیم...

ادامه نوشته

چرا هر روستای بختیاری باید کتابخانه داشته باشد؟

کتاب و کتابخوانی یکی از نشانه های مهم پیشرفت جوامع مدرن است، جوامعی که با گذر از اندیشه های کهنه ی غیر کاربردی و یا با اصلاح آن اندیشه ها و کاربردی کردن شان، اسباب ترقی خود را فراهم نمودند.

از دیدگاهم ما نیز در سرزمین بختیاری به چنین تحولی نیاز داریم و باید آن را به طور جدی پیگیری نماییم.

کتابخانه محل گردهمایی اندیشه های گوناگون و کاربردی است، به شرط آن که منابع مناسبی برای خوانندگان در نظر گرفته شود و همگان بتوانند از بین موضوعات مختلف، کتاب های مورد نیاز و علاقه ی خود را انتخاب و مطالعه کنند...

ادامه نوشته

تحمل ناپذیر!

سال هاست که اصفهانم...
صبح زود بیدار شدم و با کتاب "لالی" بهرام حیدری، نویسنده ی بختیاری از خانه بیرون زدم.

مجموعه داستانش شرح زندگی مشقت بار شهروندان خوزستانی است که در جوار کارونِ پر خروشِ آن روزگار و چاههای پر برکت نفت، زجر می کشند و گرما امانشان را بریده.

صحبت لالی و کُنارها بود: «کُنار» که جان سخت و مقاوم، در فشار آتش آسمان و تشنگی عمیق زمینِ گرمسیر قرن های قرن همچنان سرپا مانده.

کتاب را می بندم، گاو گل محمد که تمام دارایی اش بود در دره های عمیق مسجد سلیمان تلف شده و همه ی اهالی شروع به کفرگویی کردند.

هوای اصفهان گرفته است، حتی اگر زاینده رودش با آب کارون پر شده باشد.

دلم می خواهد کُنار باشم، سبزِ سیر و جان سخت!

از خواف تا بختیاری؛ با صدای استاد بهمن علاءالدین

روزی پدر یکی از دوستان بختیاری ام که در تهران کار می کرد، با صحبت های پیرمردی ناشناس در خیابان متوقف شد، پیرمرد خراسانی از او پرسید: جناب شما بختیاری هستید؟
و ایشان هم که از تشخیص درست آن مرد کهنسال شادمان گشته بود، پاسخ داد: بله و سر صحبت باز شد!

زیبایی های زاگرس و مناطق لرنشین برای پیرمرد خراسانی با نوای سحرآمیز آثار استاد بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری) در هم آمیخته بود و می گفت: با آن که معنای بسیاری از واژه ها را متوجه نمی شوم ولی با شنیدن این آهنگ ها آرامش خاصی می گیرم و همیشه در خانه ام در شهر خواف آن ها را گوش می دهم...

ادامه نوشته

بختیاری و آینده!

روزی با عموزادگانم زیر سایه ی درختان بید کهنسال روستای اجدادی مان "خاکی" نشسته بودیم که ناگاه یک پرسش فکرم را مشغول کرد!
از آن ها پرسیدم به نظرتان در گذشته نهایت آمال و آرزوی یک پدر یا مادر عشایر بختیاری برای خود و فرزندان شان چه بود؟ پاسخ ها تامل برانگیز و ناکافی بودند و از دیدگاهم هر بختیاری باید به این پرسش چالش برانگیز در خلوت خود فکر کند و پاسخش را بیابد!

به راستی آرزوی یک مرد یا زن بختیاری برای فرزندان، همسر، اولاد، طایفه، ایل و نهایتا کشور و مردمانش چیست؟ می خواهد به کجا برسد؟

ادامه نوشته

یک کتاب و یک دنیا خاطره از مبارزات مردم مسجدسلیمان

در آستانه ی یکصد و چهاردهمین سالروز اکتشاف نفت در مسجدسلیمان و شروع دورانی جدید از تاریخ این شهر و مردمانش هستیم، و وقایعی که سرنوشت ایرانیان را تغییر داد. نفت این معجزه ی سیاه قرن نوزدهم که معادلات سیاسی جهان را نیز دستخوش حوادث بسیاری کرد، حوادثی که شیره ی جان ایران زمین را مکید و مسجدسلیمان و مردمانش گواهی بر این مدعا هستند.

«نفت ملی گشت» عنوان کتابی است که طی گفت و گوهایم با چند تن از بزرگان قدیمی مسجدسلیمان خاطرات بسیاری را زنده کرد، شرح مبارزات مردم خوزستان و به ویژه مسجدسلیمان و نیرنگ های استعمارگر پیر در این شهر به قلم روانشاد "سید کمال الدین مرتضویان فارسانی" که خود از مبارزین و نیروهای میدانی فعال در عرصه ی ملی شدن صنعت نفت بود.

ادامه نوشته

بهمن علاءالدین؛ یکی از برترین آموزگاران زبان بختیاری برای نسل جوان

سال ها پیش و در نوجوانی، وقتی احساس کردم عدم تسلط به زبان مادری ام لری بختیاری، تا حد زیادی حلقه ی ارتباطات دوستانه و حتی خانوادگی ام را قطع کرده، دریافتم که باید آن را هر چه بهتر بیاموزم و همان زمان نیز با آثار فاخر استاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) آشنا شدم.
تاراز و برافتو، که با گوش دادن آن ها و تلفیق خاطرات پدربزرگ و مادربزرگم از کوچ و زندگی عشایری، برای ما که زندگی شهری به دور از سرزمین بختیاری را تجربه می کردیم بسیار لذت بخش و خاطره انگیز می شد...

ادامه نوشته

بختیاری ها در شبکه های اجتماعی چه می کنند؟

با گسترش نفوذ اینترنت و رشد شبکه های اجتماعی در یک دهه ی اخیر تعداد کاربران فضای مجازی هم رشد بسیار داشته است و جامعه ی لرتباران نیز یکی از بزرگترین گروههای اجتماعی استفاده کننده از این فضا هستند که با ساخت و تشکیل گروهها و صفحات متعدد اقدام به جذب مخاطب نموده اند.
اثرگذاری این شبکه های اجتماعی بر جامعه ی ایران را نمی توان نادیده گرفت و سرعت انتشار اخبار و رویدادها را به شکل باور نکردنی افزایش داده است، ایل بختیاری هم یکی از گروههای بزرگی است که در فضای مجازی حضور دارد و هر شخص، گروه و نهاد به فراخور نوع فعالیت خود رسانه ای در یکی از این پیام رسان ها و یا شبکه های اجتماعی راه اندازی کرده و تولید محتوا می کنند...

ادامه نوشته

ضرورت تغییر نگرش به مشاغل در ایل بختیاری

یکی از ویژگی های زندگی کوچ نشینی(عشایری) برای حفظ این سبک زندگی، زشت و بد جلوه دادن برخی موضوعات در اذهان عموم کوچ نشینان بود و آنان همیشه از این اصول پیروی می کردند.

نوع نگاه به مشاغل در بختیاری شامل همین اصل می شد و این که مشاغل از کودکی در ذهن فرد کوچ نشین به دو دسته ی مشاغل نیک و مشاغل پست تقسیم بندی می شدند، مشاغلی همچون آهنگری، کاسبی، دلاکی(آرایشگر امروزی) و هر نوع شغل دیگر که فرد را از زندگی کوچ نشینی دور می کرده جزو این مشاغل بودند و دامداری و نظامی گری هم جزو محبوب ترین مشاغل گذشتگان مان بوده است...

ادامه نوشته